تبليغاتX
گاهی به آسمان نگاه کن
سلامی دوباره سه شنبه 22 آبان1386 10:37 PM
به آفتاب سلامي دوباره خواهم داد
به جويبار كه در من جاري بود
به ابرها كه فكرهاي طويلم بودند
 به رشد دردناك سپيدارهاي باغ كه با من
از فصل هاي خشك گذر مي كردند
به دسته هاي كلاغان
كه عطر مزرعه هاي شبانه را
براي من به هديه مي آوردند
به مادرم كه در آينه زندگي  مي كرد
و به زمين كه شهوت تكرار من درون ملتهبش را
از تخمه هاي سبز مي انباشت سلامي دوباره خواهم داد 
مي آيم مي آيم مي آيم
با گيسويم : ادامه بوهاي زير خاك
با چشمهايم : تجربه هاي غليظ تاريكي
با بوته ها كه چيده ام از بيشه هاي آن سوي ديوار
مي آيم مي آيم مي آيم
و آستانه پر از عشق مي شود
 و من در آستانه به آنها كه دوست مي دارند
و دختري كه هنوز آنجا
در آستانه پرعشق ايستاده سلامي دوباره خواهم داد

                        سلامی دوباره

نوشته شده توسط لاویز  | لینک ثابت |

دست منو... دامان تو یکشنبه 13 آبان1386 10:40 PM
من از همه در رانده ام  جامانده ای وا مانده ام

یا خوانده یا ناخوانده ام   اکنون منم مهمان تو...

                           

            دست منو... دامان تو   

نوشته شده توسط لاویز  | لینک ثابت |

تمام من ... به نام تو چهارشنبه 2 آبان1386 7:10 PM

¤¤¤ برگشتم ...اما کاش حوصله نوشتن داشتم

یه آدم پراز حرف...که راه و روش حرف زدن رو یادش رفته

نگفته هام ...میشه صدتا کتاب

 

¤¤¤ تمام نا تمام من   با تو تمام می شود

شاعر بی نام و نشان  صاحب نام می شود

تمام من به نام تو   شعر دوباره می شود 

بند سکوت کهنه ام  چهار پاره می شود

تمام نه تمام نه  که جام ناتمام لبریخته ام

تمام نه تمام نه  که ناتمامی از تو آویخته ام

در این حریر خانگی روی ترانه شسته ام   تمام خون من شبی پر از ستاره می شود

از تو بر این ستاره ها نور ستاره می چکد   بر این بلند بی صدا غزل دوباره می چکد

 

                   تمام من ... به نام تو

نوشته شده توسط لاویز  | لینک ثابت |